X
تبلیغات
××پریا××



حس بودنت قشنگ ترین حس دنیاست

تو که باشی

 

هر روز را نه


هر ثانیه را عشق است!!!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 16:49 توسط پریا |



سلام من اومدم با خیلی تاخیر

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 21:1 توسط پریا |



هی روزگار!!!


من به درک.خودت خسته نشدی از دیدن تصویر تکراری درد کشیدن من؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 11:23 توسط پریا |



ایــــــن روزها . . .

هـــــــر نفـــس ، درد اســـت کـــه میکشـــم در نبــــــــودت

"ای کــاش یا بـــــــــــودی، یـا اصـــلا نبودی !!!

ایـــــن كــه هســـتی و کنــــارم نیســــتی ، دیـــــــــوانــه ام می کنــد"

بفهم بی انصــــــاف !!!

                                   


                           

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 12:38 توسط پریا |



نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، نمیخواهم یادم در قلبت روشن باشد بعد خاموش
نمیخواهم بگویی که دوستم داری بعد بروی ، نمیخواهم این حرفهای پوچ را برایم بزنی…
بودنت را میخواهم ، این که باشی ، اینکه همیشه مال خودم باشی ، نه اینکه رهگذری باشی و مدتی در قلبم باشی مرا به خودت وابسته کنی و بعد مثل یک بازیچه کهنه رهایم کنی
گفتم که قلبم مال تو است ، نگفتم که هر کاری دوست داری با آن کن!
گفتم تو مال منی ، نه اینکه همزمان با هر غریبه ای که دوست داری باش…
گفتم با وفا باش ، نه اینکه در این دو روز دنیا ، تنها یک روزش را در کنارم باش!
نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، بیا و از آب چشمه دلتنگی هایم بنوش
تا بفهمی چه حالی ام ، تا بفهمی خیره به چه راهی ام …
دائم نگاهم به آمدن تو است ، اینکه مال من باشی و خیالم راحت ، اینکه همیشه خورشید عشق در قلبمان بتابد
نمیخواهم در حسرت داشتنت بمانم ، نمیخواهم آرزوی دست نیافتنی زندگی ام شوی ، غرورت را زیر پا بگذار تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم ، با من باش تا من تا ابد مال تو باشم ، وفادار باش تا آنقدر بمانم تا بفهمی عشق چیست!
نمیخواهم کسی باشم که لحظه ای به زندگی ات می آید و بعد فراموش میشود، نمیخواهم کسی باشم که گهگاهی یادش میکنی ، گهگاهی به عکسهایش نگاه میکنی ، گهگاهی به حرفهایش فکر میکنی تا روزی که حتی اسم او را نیز دیگر به یاد نمی آوری
نمیخواهم امروز عشق تو باشم و فردا هیچ جایی در قلبت نداشته باشم….

www.parsnaz.ir  عکس های غمگین از لحظات تنهایی

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 14:20 توسط پریا |



به "سگ" استخون بدی ..دورت میگرده
واست دم تکون میده !!!
من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 20:30 توسط پریا |



 

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم...
تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف...

کاش کسی جایی منتظرم بود!!!

.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 20:5 توسط پریا |



شعری كه واست نوشتم نپسندیدی دوباره

به تو برخورده بود انگار كه بهت گفتم ستاره

تعریف از خودم نباشه عزیزم ستاره بد نیس

آخه قلب عاشق من بهتر از اونو بلد نیس

دو سه خطی كه نوشتم راستشو بخوای بریدم

چون دیدم همه رسیدن.من یه عمره نرسیدم

خط دوم كه تموم شد واقعا من كم آوردم

دوسه بار تو خط سوم تو رو به خدا سپردم

خط چهارم ولی دیدم باقی مونده اصل مطلب

خواب چشماتو میبینم به خدا همیشه هر شب

خواب میبینم تو یه نوری.یه ستاره.یه فرشته

خواب تو هرجا میبینم اونجا آخره بهشته

وسط نامه یكی گفت چرا باز داری می لرزی؟

من برای تو نوشتم تو به یك دنیا می ارزی

اینا به دلت نشینه.من واست چی بنویسم؟

قدما تو.كاش بیاری بزاری رو چشم خیسم

چند شبه دلشوره دارم كه نبینمت دوباره

تو به این خط كه رسیدی نامه رو می كنی پاره؟

پاره كن نامه رو پاره.آخه صاحب اختیاری

حتی میشه بسوزونیش اگه من رو دوست نداری

شاعرانه س. ولی راستش نامه ی من كاغذی نیس

كاش بقیه شو بخونی موقع خدافظی نیس

هركاری كه دوست داری كن من شكستمش غرورو

زحمتت میشه عزیزم كه بیای این راه دورو

دل تو یه قصر نوره . دل من یه تیكه چینی

چینی یو واسه شكستن. كاش بیای یه بار ببینی

عكس تو هنوز همونجاس.توی قاب عكس چوبی

راستی خوب شد یادم افتاد چرا انقدر تو خوبی؟

سقف گریه م همین امشب ریخت رو آخرای نامه

فقط اون شبی كه باشی شب مرگ گریه هامه

من فقط به عشق اون شب.وقتی شب میشه میخوابم

اما دیر بودن اون شب.بد جوری می ده عذابم

دسمو امشب می زارم زیر گرمای سر تو

ما پیش همدیگه باشیم .یعنی میشه باور تو؟

هركسی اون شب بخوابه عاشقیش راس راسكی نیس

بی رودرواسی عزیزم . چشاش و دلش یكی نیس

زیادی واست نوشتم . حق داری كه بشی خسته

اما این یه تیكه چینی چه كنه دلش شكسته

عزیزم مراقب اون . چشای ناز خودت باش

فكر چندین ماه دیگه . كه میاد تولدت . باش

انقدر با هم می گیریم فالای چایی و قهوه

كه بگن به جز رسیدن همه چی توش محوه محوه

یكه شهریور و غمگین . یه دوستت دارم . یه امضا

من دلم واسه تو تنگه . تو تابستون . شب یلدا

دوستت دارم قد یه دنیا . تا همیشه
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 11:34 توسط پریا |



نگران نباش.....

حال من خوب است.......

خوب .!!!!

بزرگ شده ام........

دیگر انقدر کوچک نیستم......

که در دلتنگی هایم گم شوم !

آموخته ام........

آموخته ام که این فاصله ی کوتاه

بین لبخند و اشک.....

نامش زندگیست !

آموخته ام.......

که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود.

حال من خوب است.......

"خوب خوب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 21:30 توسط پریا |



من!

عاشق نیستم...

...

...فقط گاهی حرف تو که می شود ،

دلم مثل اینکه تب کند ،

گرم و سرد می شود ...

آب می شود ...

تنگ میشود...

 
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 20:51 توسط پریا |






هندزفری بلوتوث - آژانس مسافرتی - گویا آی تی - تک تمپ - مطالب جدید - گرافیک - وبلاگ